به نام خدا
در ادامه پست قبلی: و خدا حتی از مادر هم برای من و تو مهربانتر است و مادر یک تجلی کوچکی از مهر و محبت خداست.به این داستان جالب توجه کنید. روزی پسری مادرش را کول میکند تا او را به کوهی ببرد و ان را آنجا بگذارد و برگردد، وقتی به کوه میرسد و مادرش را آنجا ترک میکند زمانی که برمیگشته پایین پایش روی سنگی می لغزد که نزدیک بوده بخورد زمین در آن هنگام مادرش میگوید:(آخ!..مواظب باش پسرم) ببین یک مادر چقدر نگران و دلسوز فرزندش است با اینکه میدانسته پسرش او را در کوهستان رها کرده بازهم نگران فرزندش است.
خدای من و تو به مراتب از مادر هم مهربانتر و نسبت به ما نگران تر است چون صفت رئوف و رحمان برای خداست و کمی از آن را در وجود مادر قرار داده. حالابه یک نمونه ساده و کوچک و دائمی در مورد مهربانی خدا توجه کن! زمانی که ما شبها میخوابیم همیشه روی یک سمت بدن قرار می گیریم و بودن روی یک سمت بدن به مدت طولانی باعت خستگی و به قول خودمون خواب رفتن آن عضو میشود، خداوند به فرشتگانش دستور میدهد که:( بروید و او را آرام،خیلی آرام به طوری که بیدار نشود از این پهلو به آن پهلو کنید(زمانی که غلت میزنیم) تا وقتی که بیدار شد احساس کوفتگی نکند و بتواند به فعالیتش بپردازد) برای خدای فرقی نمیکند که من و تو چه جور بنده اش هستیم همیشه و به طور دائم این کار برای من و تو صورت میگیرد و هیچ وقت خدا از این کار خسته نمیشود ولی مادر ما در نهایت یکی ،دوبار بیاید و پتو را روی ما بکشد که سرما نخوریم. بابا به خدا اگه تو این دنیا فقط خدا را داشته باشیم برامون بس است. دوستان راه خدا خیلی شیرینه.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

