تبليغاتX
عطر ملکوت

به نام خدا

در ادامه پست قبلی: خوب پس باید وقتی در خانه ی خدا میروی(میخواهی بپری بغلش) باید نشان دهی که واقعا پشیمان هستی،ندامت و حالت تضرعت را به او نشان دهی. با گریه و زاری ات ناتوانی ات رادر مقابل عظمتش نشان دهی به نظر من شرط اول توبه و نصف آن این است که واقعا پشیمان باشی و از درون احساس ندامت کنی.

با اشک و زاری،با ندامت و پشیمانی،با فریاد العفو...العفو،با زمزمه ی استغفرالله به او نشان بده که میخواهی از توابین باشی.

 برو بشین تو سجاده ات، چه جوری وقتی میخواهی از یک انسان بزرگ به خاطر اشتباهت معذرت خواهی کنی، همون جوری!

- نمیتونی تو چشاش نگاه کنی(سرت را بنداز پایین)

- از درون پشیمون و مضطر و نگران(برای بوجود آمدن آن:تصور یک حقیر در مقابل یک عظیم)

- بعضا اشک میریزی تا دلش بسوزه( گریه کن و ناتوانی ات را به نمایش بگذار)

- قبل از توضیح دادن اول میگویی معذرت میخواهم(گفتن استغفرالله)

- باجملاتی دست و پا شکسته به توضیح دادن میپردازی(گفتگوی خودمونی با خدا)

- قول مدهی جبران کنی( انجام واجبات و  ترک محرمات)

- با هدیه ای که از قبل تهیه کرده ای سعی میکنی از دلش در بیاوری(به جا آوردن 2رکعت نماز شکر)

-.....

-.....

خلاصه هر کار که بلدی بکن تا نشان دهی پشیمانی.

خدایا به ما توفیق ترک گناه  و توبه کردن بده.

خدایا لذت گناه را از ما بگیر و لذت عبادتت را ه ما بده.

((اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم))

نوشته شده توسط عاشق شهادت در شنبه 10 شهریور1386 ساعت 23:44 | لینک ثابت |

به نام خدا

خوب حالا چه جوری عذرخواهی کنیم؟

ابتدا به یه مثال جالب توجه کنید: "این صحنه را تصور کن "زمانی که کودکی یه اشتباهی میکند وخطایی انجام میدهد و پدرش از دست او عصبانی میشود با خشم و غضب به سمت کودک میرود تا او را تنبیه کند اما بچه وقتی میبیند که الان کتک را میخورد و کسی را ندارد که به سمت او پناه ببرد سریع میپرد بغل خود پدر. با اینکه پدرش را ناراحت کرده ولی پناهی غیر خود پدر ندارد برای همین با گریه میپرد بغل پدر.

خدای ما هم درست است که به دلیل اشتباهی که کرده ایم از دست ما ناراحت است ولی ما غیر از او کسی را نداریم"الهی و ربی من لی غیرک" بخاطر همین باید بپریم بغل خودش و از او معذرت خواهی کنیم،گریه کنیم و نشان دهیم که پشیمان هستیم تا بر ما رحم کند و گناهانمان را ببخشد و ما را تنبیه نکند(عذاب نکند).

ولی خدای ما یک حسن دیگر هم دارد و آن این است که بر تنبیه کردن ما عجله نمبکند و با اینکه از دست ما عصبانی است ولی به ما فرصت میدهد که شاید برگردیم و بپریم بغلش.(از پدر هم مهربانتر)

ادامه دارد...."پست بعدی"

((اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم))
نوشته شده توسط عاشق شهادت در شنبه 10 شهریور1386 ساعت 23:28 | لینک ثابت |

به نام خدا

شاید ان سوال برای شما پیش آمده باشد که خدا که اینهمه بندگانش را دوست دارد پس چرا جهنم را آفریده و در قرآنش هم اینهمه به بودن آن تاکید دارد؟

در جواب این سوال به مثالی توجه کن.بچه ای میخواهد از خانه اش برای همیشه برود ولی پدرش نمیخواهد او را ازدست بدهد برای همین به او میگوید: اگر بری من دیگه راهت نمیدهم، اگر بری از ارث محرومت میکنم،اگه بری دیگه بچه من نیستی. من قسم خورده ام که راهت نمیدهم، من قسم خوردم که فلان کنم و.....

همه این قسم ها و تاکیدها که اگر بری میکنم در حقیقت" اصرار پدر برای نگه داشتن او بیشتر است." خدا هم میگوید:"من تو را برای بهشت آفریدم ،برای جهنم خلق نکردم. اما جهنمم هم جدی ها،جهنمم هم سر جایش هست . من قسم خورده ام."

که در دعای کمیل هم داریم که خدا در قرآنش فرموده: "أقسمتَ أم تملأها من الکافرین من الجِنة و الناس أجمعین"

حوب حالا بیاییم کل مطالب پله دوم را جمع بندی کنیم و کمی روی ان تأمل داشته باشیم. ابتدا گفتیم که خدا نگران ماست و برای برگشت ماخیلی مشتاق است که این رو در مثالهای متفاوت بررسی کردیم پس هیچ عذری برای اینکه خدا ما را نمی پذیرد و خجالت میکشیم که برگردیم نمیماند. و در مطلب بالا هم گفتیم خدا فرموده:" درسته من دوستت دارم و به تو از خودت مشتاقترم و برای خودم میخواهم نگه ات دارم ولی اگر نافرمانی کنی قسم حوردم که جهنم را از کسانی که نافرمانی میکنند پر میکنم."

_حوب حالا "نافرمانی میکنی؟" یا "عذرخواهی میکنی وبه آغوش خدا پناه میبری و خوشحالش میکنی و تازه به کلی عزت و آبرو هم میرسی؟"  تو قدرت انتخاب داری ولی حواست را جمع کن که برای این انتخابت مورد سوال قرار میگیری.

 

                         ((اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم))

نوشته شده توسط عاشق شهادت در شنبه 3 شهریور1386 ساعت 23:1 | لینک ثابت |

به نام خدا

حالا برای اینکه بهت ثابت بشه که خدا چقدر مشتاق است به برگشت ما به فرصتها و فرجه هایی که برای ما قرار داده نگاه کن.

 ((خدا ماه رجب را ماه آمرزش و بخشش قرار داده فرموده تو این ماه زیاد توبه کنید و استغفار بگویید که درهای رحمت خدابر روی شما باز است شاید که مورد رحمت خدا قرار گیرید.)) خدا یک ماه درهای رحمت و بخشش را برا روی ما گشوده است و به مافرصت برگشت داده، نکند از این فرصتها و فرجه ها بی بهره بمانیم. ولی خدا بازهم اینقدر به فکر ماست که ماه شعبان را بعد از ماه رجب برای من غافل و بی نصیب قرار داده و در این ماه توصیه به استغفار شده که اگر در این ماه استغفار کنید مثل این است که هزاران بار در ماههای دیگر استغفار کرده اید. دقت کن خدا تازه برای ما جایزه هم گذاشته گفته اگه بیای، استغفار کنی من برات مینویسم گه هزاران بار استغفار کردی من زیادش میکنم تو فقط بیا. ولی باز هم او اینقدر به فکر ماست که ماه رمضان را بعد از ماه شعبان دوباره  برای ماهایی که بی نصیب بودیم و غفلت کردیم قرار داده که در آن درهای رحمتش باز باز است. دوباره در ماه رمضان شب قدر را قرارداده و کلی فرجه و فرصت برای ما گذاشته.....بیایید تا دیر نشده بهره ببریم و شکرگذار لطف هایش باشیم. او با دادن این فرصتها و فرجه ها نشان داده که به آمدن ما مشتاق است پس بیایید درست حسابی استفاده کنیم.

                                  ((اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم))

نوشته شده توسط عاشق شهادت در دوشنبه 29 مرداد1386 ساعت 13:40 | لینک ثابت |

به نام خدا

خوب دوستان حالا بیایید برای اینکه ببینیم توبه چقدر شیرین است و شیرینی آن در دلمان بشیند فکر کنیم اصلا توبه نبود ان وقت چه میشد؟ اگه توبه نبود با اولین گناه از هستی ساقط میشدیم و جهنم پر میشد از ادمها  که به خاطر اولین اشتباهشان در زندگی(چه کوچک و چه بزرگ) به جهنم وارد میشدند. حتی به خاطر یک گناه دیگر رنگ خوشبختی و سعادت را نمیدیدند. در حقیقت توبه برای ما یک فرصت است که پناه ببریم به خدا تا اتش جهنم اش را بر ما سرد کند. توبه یک بشارت بزرگ است و با این همه گناهی که انجام میدیم (خودم و امثال مثل خودم را میگویم) اگر این فرصت به ما داده نمیشد به طور حتم بهشت بر ما واجب بود ولی اینقدر مهربونه که حتی وقتی اشتباهی از ما سر میزنه به فرشته هاش دستور میده(( ننویسید، صبر کنید، شاید برگشت و عذرخواهی کرد)) و بسته به نوع گناه و اشتباهمون خدا به ما چند ساعت یا چندین روز هم فرصت میدهد وبه فرشتگانش امر میکند دست نگه دارید شاید برگشت و با من آشتی کرد. واقعا لطف بزرگی است در حق بندگان. حتی الان تو که این متن را میخوانی شاید خدا تو را انتخاب کرده تا این مطالب را بخوانی و قبل از اینکه دیر شود از این فرصت طلایی استفاده کنی وبرگردی.

                              ((اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم))

نوشته شده توسط عاشق شهادت در شنبه 27 مرداد1386 ساعت 14:24 | لینک ثابت |
به نام خدا

ودر ادامه بحث عذر خواهی از خدا ؛ خدا گفته همه ی شما بیایید چه گناهان بزرگی انجام داده باشید و چه اشتباه کوچکی از شما سر زده باشد

((و توبوا اِلی الله جمیعا ایها المومنون لعلکم تفلحون))

در آیه ی بالا خدا میفرمایید همه شما بیایید و در آیه ی:

((قل یا عباد الذین اَسرفوا علی اَنفسهم لا تقنطوا من رحمة الله اِن الله یغفر ذنوب جمیعا))

میفرماید: نکند کسانی که گناهان(خطاهای) بیشتری انجام داده اند از رحمت واسعه ی خدا ماَیوس شوید، خدا گناهان شما را هم می آمرزد. خدا راه را چقدر باز گذاشته و این بی انصافی نیست که بگوییم ما خجالت میکشیم که عذر خواهی کنیم، و به جای استفاده از این فرصتها توبه را به تاَخیر بیندازیم؟

اگر بدونی خدا از بازگشت ما چقدر خوشحال و خشنود میشود یک لحظه هم برای برگشت معطل نمیکنی. پیامبر اکرم(ص)در این زمینه مثالی آورده اند که: زن و شوهری بچه دار نمیشدند و با توجه به علاقه ای که یه زن و شوهر به داشتن فرزند دارند خداوند بعد از بیست سال به آنها فرزندی میدهد، خوشحالی آنها را فرض کن که چقدر زیاد و غیر قابل توصیف است، خدا هم از توبه بندگانش به مراتب بیشتر از این خشنود و خوشحال میشود(کلوالد العقیم):

ویا بی معرفتی نیست که بگوییم شاید خدا توبه ی ما را قبول نکند و نپذیرد؟ در صورتی که در قرآنش میفرماید:((هو الذی یقبل توبه عن عباده))

هو الذی، نشانه تاکید است که من خودم قبول میکنم بدون هیچ واسطه ای. بدون اینکه آبروتون رو جلوی بنده هام ببرم و به آنها نشان دهم که شما چگونه بوده اید. تازه به شما که توبه کرده اید و برگشته اید آبرو و عزت هم میدهم.

ببین چه خدایی داریم!!!! با اینکه نافرمانی او را کرده ایم به ما گفته همه شما بیایید، از رحمتم مایوس نشوید، از بازگشت شما خوشحال میشوم و خودم از شما توبه تان را می پذیرم و بهتون آبرو هم میدهم.

خدایا معرفت نسبت به خودت را به ما عنایت بفرما!

                          ((اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم))

 

                                                  

نوشته شده توسط عاشق شهادت در پنجشنبه 18 مرداد1386 ساعت 0:1 | لینک ثابت |
به نام خدا

دوستان عزیزهمه انسانها تمایل به پرستش چیزی یا کسی دارند ودر حقیقت انسان ذاتا گرایش به پرستش دارد، حتی کافران هم این نیاز را در خود دیده اند و برای برطرف کردن این نیاز به بت ها روی آوردند، پس این نیاز در همه وجود دارد و چه خوب است که کسی را برای پرستش انتخاب کنیم که هستی و روزی ما در دست اوست. کسی که هر چه داریم ار اوست. آری خدایی که قبلا به توصیف مهربانی و عشقش نسبت به انسانها پرداختیم. او سزاوار پرستش است اما ماهایی که تاحالا از او غافل بودیم به نظرم برای برگشتن به درگاهش باید از او عذر خواهی کنیم و باز هم به لطف خدا نگاه کن که برای همین موقع ها برای من و تو یه راه بازگشتی قرار داده چون او مارا آفریده و میدانسته که بعضی موقع ها یادمان میرود مهر و محبتش را و توبه را قرار داده است.تورا نمیدانم ولی من که خجالت میکشم بروم به درگاهش بعد از اینهمه مدت و اینهمه بی معرفتی. ولی الان با تمام وجود پشیمانم......

اما.....میدونی مثال من و تو الان که میخواهیم برگردیم و از اینکه از یاد خدا غافل بودیم مانند چیست؟ مانند فرزندی که از خانه بدون هیچ عذر و بهانه ای فرار میکند ولی شب که میشود میبیند که خوراکی برای خوردن ندارد، جایی برای خوابیدن ندارد، اگر در کوچه و خیابان بماند ممکن است دچار آسیب شود وهزاران خطر دیگه او را تهدید کند او پشیمان میشود و میخواهد برگردد و پیش خودش میگوید که وقتی برگشتم به مادر و پدرم (سرپرستم) چه بگویم؟ اگه پرسیدن چرا رفتی چه دارم که بگم؟ اگر راهم ندادند چه کنم؟ اگر دعوایم کنند و در اتاق حبسم کنند چه!!!آخه من خجالت میکشم. ولی در خانه، دعای پدر و مادرم و تمام خواسته ی انها برگشتن فرزندشان است. اگر حتی با برگشت فرزندشان او را تنبیه کنند و او را در اتاقش حبس کنند و بیشتر از او مراقبت کنند و توجه آنها به او بیشتر شود دلیل بر این است که آنها تلاششان برای نگه داشتن فرزندشان بیشتر است. درست مانند خدای ما که از ما به خودمان مشتاقتر است و او انتظار برگشتن ما را میکشد. یادش را در دل ما می اندازد تا شاید برگردیم پس اول او توبه میکند یعنی اول او برای برگشت ما تلاش میکند و توفیق عذر خواهی را به ما میدهد. و داستان ما هم مانند آن جوان میماند؛ که بعد از مدتها دوری از خدا متوجه میشویم که بدون او هیچ هستیم و بدون او هیچ چیز نداریم و نادم و پشیمان میخواهیم بر گردیم.

خدایا به حق محمد و آل محمد توفیق توبه واقعی را به تمام جوانان ما عنایت فرما!

                           ((اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم))

   

نوشته شده توسط عاشق شهادت در چهارشنبه 17 مرداد1386 ساعت 23:35 | لینک ثابت |

به نام خدا

و باز هم در ادامه پست قبلی: دوستان یه چیز جالب تر و قشنگتر در مورد لطف و مهربانی خدا، در جنگها دشمن گازی استفاده میکند که سبب خفه شدن افراد میشود این گاز اینقدر سنگین و است که زمانی انسان در آن محدوده نفس میکشد درون ششهایش میشود و سبب خفگی انسان می شود. خدا برای تنفس ما گاز اکسیژن را قرار داده که خیلی سبک است تا در بدن ما به راحتی جابه جا شود و بدن ما دچار مشکل نشود(این یه نکته) و خدا اینقدر مهربان است که و به فکر من و تو است زمانی که ما از یاد خدا غافل میشویم و به گناه یا معصیتی میپردازیم خدا از ما غافل نمیشود و گاز اکسیژن را برای ما قطع نمیکند.(اینم یه نکته) توجه کن! وقتی ما به یاد او نیستیم و به عملی خلاف چیزی که دا فرمان داده مشغول هستیم خدا نعمت تنفس و استفاده از اکسیژن را از ما نمیگیرد، وای که چقدر خدا مهربونه

یا همه درد ها و یا همین عطسه ای که ما میکنیم برای سلامتی ما آفریده و زمانی که ما عطسه میکنیم کلی غُر میزنیم که این چی بود اعصابم خرد شد و... ولی همین عطسه که خدا در بدنمان قرار داده سبب میشود عضلاتی که حسته شدند و تا حالا بی حرکت مانده اند به حرکت در آیند و هزار نوع بیماری را ازما دور میکند.یا درد را برای من و تو قرار داده که به دکتر برویم و متوجه مشکل در بدنمان شویم و برای رفع ان تلاش کنیم. پیش خودت فکر کردی اگر درد نبود ما به دکتر نمیرفتیم و ان بیماری در بدن گسترش میافت و ما ناگهان میمردیم؟ پس خدا درد رابی دلیل قرار نداد.و مثلا تشنگی را زنگ اخباری برای اینکه تو نیاز به آب داری قرار داد و همین جور گرسنگی و هزاران مثال دیگررا برای من و تو قرار داد. اینهمه خدا برای من و تو و آسودگی ما چیز آفریده که چندتای کوچک آن در اینجا ذکر شده ولی باز هم ما به حرفهای شیطانی گوش میدهیم که هیچ کار برای ما انجام نداده.

دوستان ما خدایی داریم که هیچ چیز را بی حکمت قرار نداده، در مورد دور و اطرافمون فکرکنیم تا خدا را حس کنیم.حالا خودتون بگید کدام را برای رفتن منطقی تر است؟

                                               اللهم صل علی محمد و آل محمد

                                                     

نوشته شده توسط عاشق شهادت در جمعه 29 تیر1386 ساعت 16:26 | لینک ثابت |

به نام خدا

در ادامه پست قبلی: و خدا حتی از مادر هم برای من و تو مهربانتر است و مادر یک تجلی کوچکی از مهر و محبت خداست.به این داستان جالب توجه کنید. روزی پسری مادرش را کول میکند تا او را به کوهی ببرد و ان را آنجا بگذارد و برگردد، وقتی به کوه میرسد و مادرش را آنجا ترک میکند زمانی که برمیگشته پایین پایش روی سنگی می لغزد که نزدیک بوده بخورد زمین در آن هنگام مادرش میگوید:(آخ!..مواظب باش پسرم) ببین یک مادر چقدر نگران و دلسوز فرزندش است با اینکه میدانسته پسرش او را در کوهستان رها کرده بازهم نگران فرزندش است.

خدای من و تو به مراتب از مادر هم مهربانتر و نسبت به ما نگران تر است چون صفت رئوف و رحمان برای خداست و کمی از آن را در وجود مادر قرار داده. حالابه یک نمونه ساده و کوچک و دائمی در مورد مهربانی خدا توجه کن! زمانی که ما شبها میخوابیم همیشه روی یک سمت بدن قرار می گیریم و بودن روی یک سمت بدن به مدت طولانی باعت خستگی و به قول خودمون خواب رفتن آن عضو میشود، خداوند به فرشتگانش دستور میدهد که:( بروید و او را آرام،خیلی آرام به طوری که بیدار نشود از این پهلو به آن پهلو کنید(زمانی که غلت میزنیم) تا وقتی که بیدار شد احساس کوفتگی نکند و بتواند به فعالیتش بپردازد) برای خدای فرقی نمیکند که من و تو چه جور بنده اش هستیم همیشه و به طور دائم این کار برای من و تو صورت میگیرد و هیچ وقت خدا از این کار خسته نمیشود ولی مادر ما در نهایت یکی ،دوبار بیاید و پتو را روی ما بکشد که سرما نخوریم. بابا به خدا اگه تو این دنیا فقط خدا را داشته باشیم برامون بس است. دوستان راه خدا خیلی شیرینه.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 

نوشته شده توسط عاشق شهادت در پنجشنبه 28 تیر1386 ساعت 8:46 | لینک ثابت |

به نام خدا

بررسی راهی دیگر:

در عرش خدا هیاهو بود،همه فرشتگان منتظر بودند تا خدا خلیفه خود را انتخاب کند و فرشتگان منتظر بودند تا یکی از انها انتخاب شود، اما خدای متعال خطاب به همه فرشتگانش فرمود: ((انسان خلیفه من است)) فرشتگان به اعتراض پرداختند.آیا انسانی که در زمین فساد ایجاد میکند خلیفه خداست؟ و خدای عزوجل فرمود: {((من چیزی میدانم که شما نمیدانید

باورت میشود! خدا من و تو را خلیفه خودش قرار داده و او ما را برای دوستی آفریده.

یا هنگام آفرینش من و تو از روح خودش در من و تو دمید ((نفختُ من روحی)).

خدا در حقیقت از وجود خودش در من و تو گذاشت. اگر وجود خدا را مانند الماسی ارزشمند در نظر بگیریم ان را تکه تکه کرد و در وجود من و تو هم قرار داده.

ببین نزد خدا من و تو چقدر ارزش داریم و او چقدر دوستمان دارد؛ تازه اینها نمونه های کوچکی از لطف خدا بود، چون نمیخوام پستم طولانی بشه ،چند نمونه دیگربماند در پست بعدی انشاالله.

             (اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم)

                                

نوشته شده توسط عاشق شهادت در شنبه 23 تیر1386 ساعت 16:22 | لینک ثابت |

پله اول : انتخاب راه

وقتی حرف از انتخاب راه می شه، همه میگن راهی که به خدا میرسه بهترین راهه، هرکسی این راه را بپیماید خوشبخت و سعادتمند میشه و ...

چــــــــــــرا؟؟؟ دلیلش چیست؟؟؟

چطوره بیاییم با هم راههای دیگه رو انتخاب و بررسی کنیم. راهی که در آن خدا نباشه حتما شیطان است. ولی خوب است بدانیم که:

دلیله اینکه خدا شیطان را از درگاهش راند و طردش کرد این بود که برمن و تو سجده نکرد، خدا به خاطر اینکه شیطان بر من و تو سجده نکرد از درگاهش او را راند، باورت میشه خدا به خاطر من و تو به همه فرشتگانش دستور داد بر من و تو سجده کنند؛ خودت قضاوت کن، خواهش میکنم یه کم فکر کن، آیا شایسته است به راه شیطانی که حتی حاضر نشد در مقابل من و تو خم بشه و سوگند یاد کرد که تا روز قیامت دست از سرمون بر نداره بریم.

من که توجیه شدم راه شیطان شایسته حتی فکر کردنم نیست چه برسه به رفتن. نمیدونم شما به چه نتایجی رسیدید ولی خواهش میکنم روش فکر کنید.

به نظر تو راه شیطان کدومه؟

به نظر من غرق شدن در خواسته ها و تمایلات نفسانی، در حقیقت زمانی که در این راه قدم برمیداریم به تمام خواهش های نفسانیمان جواب مثبت میدهیم که انتهای این راه از یک انسان به یه فردی تبدیل میشیم که کنترلی بر نفسمان نداریم و به جای اینکه ما به آن امر کنیم، مطیع ان میشویم. آیا هدف از آفرینش ما این بوده؟

یه عالمه حرف دارم اما دوست ندارم پستم طولانی بشه چون خود منم حوصله خواندن مطالب طولانی را ندارم اگه دوست داری تا با کمک هم یه راه خوب انتخاب کنیم واز شیرینی راه با هم لذت ببریم بازم به من سر بزن.

                 اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

                   با مهدی، تا مهدی، یا مهدی            

                                             

نوشته شده توسط عاشق شهادت در پنجشنبه 21 تیر1386 ساعت 10:18 | لینک ثابت |

پله اول:

موجودات عالم دو گونه اند: مادی و غیر مادی

در موجودات غیر مادی تغییر و تحول راه ندارد، اما در عالم مادی حرکت از یک مرتبه به درجات بالا و پایین ممکن است. در این میان انسان از نعمت اختیار نیز برخوردار است، پس به راحتی میتواند از فرشته برتر باشد و از حیوان پست تر.

هنگامی که انسان به عقل و اراده می رسد، خواست اوست که منجر به حرکتش در مسیر دو طرفه فوق می شود. مبادا از نعمت عقل و اراده به نیکی استفاده نکنیم. بزرگترین آسیبی که در این راه ممکن است به انسان برسد خود بینی است، یعنی به رخ کشیدن خوبی های خود و فراموش کردن عیوب.

باید حواسمان جمع باشد که ما بدون خدا، هیچ هم نیستیم هر قدر تلاش کنیم باز هم به او بدهکاریم.

بیان من حقیر: به دلیل داشتن اختیار خودمان مسئول سرنوشت خود هستیم که این سرنوشت را برای رسیدن به کمال رغم بزنیم یا رسیدن به خواسته ها و تمایلات دنیایی.

نتیجه گیری: پس اولین قدم انتخاب راه است و استفاده نیکو از عقل و اراده برای رسیدن به خدا و آسمونی شدن. و برای انتخاب مسیر به این موضوع توجه داشته باشید که بدون خدا هیچ هستیم.

                  

                اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

                                                  

نوشته شده توسط عاشق شهادت در چهارشنبه 13 تیر1386 ساعت 11:22 | لینک ثابت |
. استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر صلوات بلامانع است