به نام خدا
و باز هم در ادامه پست قبلی: دوستان یه چیز جالب تر و قشنگتر در مورد لطف و مهربانی خدا، در جنگها دشمن گازی استفاده میکند که سبب خفه شدن افراد میشود این گاز اینقدر سنگین و است که زمانی انسان در آن محدوده نفس میکشد درون ششهایش میشود و سبب خفگی انسان می شود. خدا برای تنفس ما گاز اکسیژن را قرار داده که خیلی سبک است تا در بدن ما به راحتی جابه جا شود و بدن ما دچار مشکل نشود(این یه نکته) و خدا اینقدر مهربان است که و به فکر من و تو است زمانی که ما از یاد خدا غافل میشویم و به گناه یا معصیتی میپردازیم خدا از ما غافل نمیشود و گاز اکسیژن را برای ما قطع نمیکند.(اینم یه نکته) توجه کن! وقتی ما به یاد او نیستیم و به عملی خلاف چیزی که دا فرمان داده مشغول هستیم خدا نعمت تنفس و استفاده از اکسیژن را از ما نمیگیرد، وای که چقدر خدا مهربونه
یا همه درد ها و یا همین عطسه ای که ما میکنیم برای سلامتی ما آفریده و زمانی که ما عطسه میکنیم کلی غُر میزنیم که این چی بود اعصابم خرد شد و... ولی همین عطسه که خدا در بدنمان قرار داده سبب میشود عضلاتی که حسته شدند و تا حالا بی حرکت مانده اند به حرکت در آیند و هزار نوع بیماری را ازما دور میکند.یا درد را برای من و تو قرار داده که به دکتر برویم و متوجه مشکل در بدنمان شویم و برای رفع ان تلاش کنیم. پیش خودت فکر کردی اگر درد نبود ما به دکتر نمیرفتیم و ان بیماری در بدن گسترش میافت و ما ناگهان میمردیم؟ پس خدا درد رابی دلیل قرار نداد.و مثلا تشنگی را زنگ اخباری برای اینکه تو نیاز به آب داری قرار داد و همین جور گرسنگی و هزاران مثال دیگررا برای من و تو قرار داد. اینهمه خدا برای من و تو و آسودگی ما چیز آفریده که چندتای کوچک آن در اینجا ذکر شده ولی باز هم ما به حرفهای شیطانی گوش میدهیم که هیچ کار برای ما انجام نداده.
دوستان ما خدایی داریم که هیچ چیز را بی حکمت قرار نداده، در مورد دور و اطرافمون فکرکنیم تا خدا را حس کنیم.حالا خودتون بگید کدام را برای رفتن منطقی تر است؟
اللهم صل علی محمد و آل محمد
به نام خدا
در ادامه پست قبلی: و خدا حتی از مادر هم برای من و تو مهربانتر است و مادر یک تجلی کوچکی از مهر و محبت خداست.به این داستان جالب توجه کنید. روزی پسری مادرش را کول میکند تا او را به کوهی ببرد و ان را آنجا بگذارد و برگردد، وقتی به کوه میرسد و مادرش را آنجا ترک میکند زمانی که برمیگشته پایین پایش روی سنگی می لغزد که نزدیک بوده بخورد زمین در آن هنگام مادرش میگوید:(آخ!..مواظب باش پسرم) ببین یک مادر چقدر نگران و دلسوز فرزندش است با اینکه میدانسته پسرش او را در کوهستان رها کرده بازهم نگران فرزندش است.
خدای من و تو به مراتب از مادر هم مهربانتر و نسبت به ما نگران تر است چون صفت رئوف و رحمان برای خداست و کمی از آن را در وجود مادر قرار داده. حالابه یک نمونه ساده و کوچک و دائمی در مورد مهربانی خدا توجه کن! زمانی که ما شبها میخوابیم همیشه روی یک سمت بدن قرار می گیریم و بودن روی یک سمت بدن به مدت طولانی باعت خستگی و به قول خودمون خواب رفتن آن عضو میشود، خداوند به فرشتگانش دستور میدهد که:( بروید و او را آرام،خیلی آرام به طوری که بیدار نشود از این پهلو به آن پهلو کنید(زمانی که غلت میزنیم) تا وقتی که بیدار شد احساس کوفتگی نکند و بتواند به فعالیتش بپردازد) برای خدای فرقی نمیکند که من و تو چه جور بنده اش هستیم همیشه و به طور دائم این کار برای من و تو صورت میگیرد و هیچ وقت خدا از این کار خسته نمیشود ولی مادر ما در نهایت یکی ،دوبار بیاید و پتو را روی ما بکشد که سرما نخوریم. بابا به خدا اگه تو این دنیا فقط خدا را داشته باشیم برامون بس است. دوستان راه خدا خیلی شیرینه.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
به نام خدا
بررسی راهی دیگر:
در عرش خدا هیاهو بود،همه فرشتگان منتظر بودند تا خدا خلیفه خود را انتخاب کند و فرشتگان منتظر بودند تا یکی از انها انتخاب شود، اما خدای متعال خطاب به همه فرشتگانش فرمود: ((انسان خلیفه من است)) فرشتگان به اعتراض پرداختند.آیا انسانی که در زمین فساد ایجاد میکند خلیفه خداست؟ و خدای عزوجل فرمود:
{((من چیزی میدانم که شما نمیدانیدباورت میشود! خدا من و تو را خلیفه خودش قرار داده و او ما را برای دوستی آفریده.
یا هنگام آفرینش من و تو از روح خودش در من و تو دمید ((نفختُ من روحی)).
خدا در حقیقت از وجود خودش در من و تو گذاشت. اگر وجود خدا را مانند الماسی ارزشمند در نظر بگیریم ان را تکه تکه کرد و در وجود من و تو هم قرار داده.
ببین نزد خدا من و تو چقدر ارزش داریم و او چقدر دوستمان دارد؛ تازه اینها نمونه های کوچکی از لطف خدا بود، چون نمیخوام پستم طولانی بشه ،چند نمونه دیگربماند در پست بعدی انشاالله.
(اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم)
پله اول : انتخاب راه
وقتی حرف از انتخاب راه می شه، همه میگن راهی که به خدا میرسه بهترین راهه، هرکسی این راه را بپیماید خوشبخت و سعادتمند میشه و ...
چــــــــــــرا؟؟؟ دلیلش چیست؟؟؟
چطوره بیاییم با هم راههای دیگه رو انتخاب و بررسی کنیم. راهی که در آن خدا نباشه حتما شیطان است. ولی خوب است بدانیم که:
دلیله اینکه خدا شیطان را از درگاهش راند و طردش کرد این بود که برمن و تو سجده نکرد، خدا به خاطر اینکه شیطان بر من و تو سجده نکرد از درگاهش او را راند، باورت میشه خدا به خاطر من و تو به همه فرشتگانش دستور داد بر من و تو سجده کنند؛ خودت قضاوت کن، خواهش میکنم یه کم فکر کن، آیا شایسته است به راه شیطانی که حتی حاضر نشد در مقابل من و تو خم بشه و سوگند یاد کرد که تا روز قیامت دست از سرمون بر نداره بریم.
من که توجیه شدم راه شیطان شایسته حتی فکر کردنم نیست چه برسه به رفتن. نمیدونم شما به چه نتایجی رسیدید ولی خواهش میکنم روش فکر کنید.
به نظر تو راه شیطان کدومه؟
به نظر من غرق شدن در خواسته ها و تمایلات نفسانی، در حقیقت زمانی که در این راه قدم برمیداریم به تمام خواهش های نفسانیمان جواب مثبت میدهیم که انتهای این راه از یک انسان به یه فردی تبدیل میشیم که کنترلی بر نفسمان نداریم و به جای اینکه ما به آن امر کنیم، مطیع ان میشویم. آیا هدف از آفرینش ما این بوده؟
یه عالمه حرف دارم اما دوست ندارم پستم طولانی بشه چون خود منم حوصله خواندن مطالب طولانی را ندارم اگه دوست داری تا با کمک هم یه راه خوب انتخاب کنیم واز شیرینی راه با هم لذت ببریم بازم به من سر بزن.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
پله اول:
موجودات عالم دو گونه اند: مادی و غیر مادی
در موجودات غیر مادی تغییر و تحول راه ندارد، اما در عالم مادی حرکت از یک مرتبه به درجات بالا و پایین ممکن است. در این میان انسان از نعمت اختیار نیز برخوردار است، پس به راحتی میتواند از فرشته برتر باشد و از حیوان پست تر.
هنگامی که انسان به عقل و اراده می رسد، خواست اوست که منجر به حرکتش در مسیر دو طرفه فوق می شود. مبادا از نعمت عقل و اراده به نیکی استفاده نکنیم. بزرگترین آسیبی که در این راه ممکن است به انسان برسد خود بینی است، یعنی به رخ کشیدن خوبی های خود و فراموش کردن عیوب.
باید حواسمان جمع باشد که ما بدون خدا، هیچ هم نیستیم هر قدر تلاش کنیم باز هم به او بدهکاریم.
بیان من حقیر: به دلیل داشتن اختیار خودمان مسئول سرنوشت خود هستیم که این سرنوشت را برای رسیدن به کمال رغم بزنیم یا رسیدن به خواسته ها و تمایلات دنیایی.
نتیجه گیری: پس اولین قدم انتخاب راه است و استفاده نیکو از عقل و اراده برای رسیدن به خدا و آسمونی شدن. و برای انتخاب مسیر به این موضوع توجه داشته باشید که بدون خدا هیچ هستیم.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

اطلاعیه:
سلام به شما دوستان عزیز
این وبلاگ تصمیم دارد با پستی به عنوان پله پله تا ملاقات خدا با شما دوستان پله های رسیدن به خدا و آسمونی شدن را بپیماید.
این وبلاگ سعی دارد هر هفته در مورد این موضوع بروز شود. با حضورسبزتان و نظرات ارزشمندتان در این زمینه من و دوستان علاقمندتان را در این راه راهنمایی کنید.
یا مهدی




